من نیز در مصیبت تو گریه می‌کنم

چرا از شیرهای سنگی خوزستان آماربرداری و محافظت نمی‌شود

آدمیان اعتقاد دارند هر حیوانی مظهر یك خوی و خصلتی است به همین دلیل معتقدند اسب مظهر نجابت، شکوه و زیبایی، گاو مظهر فراوانی و برکت، سگ مظهر وفاداری و روباه مظهر مکر و فریب و شیر مظهر صلابت و قدرت است.
شاید به همین دلیل است كه از روزگار باستان برای پاسداشت افراد رشید، مقتدر، محبوب، سوارکاران چابک‌سوار، شجاع و دلاور، پیكره‌ای سنگی از شیر می‌ساختند و بر مزار فرد موردنظر كه جانش را در راه آرمان‌های بشری داده بود قرار می‌دادند.

بخشی از مردمان بختیاری از شیر سنگی به عنوان بردشیر نام می‌برند. از این رو اگر در شمال شرقی، شمال غربی، شرق و غرب استان خوزستان كه مناطق بختیاری‌نشین محسوب می‌شود نظر بیافكنید متوجه خواهید شد در عمده قبرستان‌ها شیر سنگی نصب شده است. حتی به دلیل علاقه مردم به شیر سنگی از دهه‌ها پیش تاکنون در دو میدان چهارشیر اهواز و میدان مركزی شهر دهدز، چهار شیر سنگی نصب شده است.
به همین دلیل در شهرهای ایذه، اندیکا، لالی، مسجدسلیمان، شوشتر، باغملک، رامهرمز، هفتکل، دزفول، رامشیر و گتوند شیر سنگی قابل مشاهده است.
به دلیل همین علاقه‌ها و بنا به ضرورت باید شیرهای سنگی خوزستان که در قبرستان‌های کوچک و بزرگ در میان کوه و دشت پراکنده شده‌اند پس از شناسایی و شناسنامه‌دار شدن مورد محافظت قرار بگیرند چرا كه خوزستان موزه روباز انواع شیرهای سنگی محسوب می‌شود که در بخش عمده‌ای از استان خوزستان قابل مشاهده هستند.
شیرهای سنگی كه به صورت خاص یکی از نمادهای فرهنگ مردم زاگرس میانی و زاگرس غربی از گذشته تاکنون بوده‌اند به جز در خوزستان در استان‌های لرستان، کهکیلویه و بویراحمد، اصفهان و چهارمحال و بختیاری نیز قابل مشاهده هستند.
تراکم شیرهای سنگی در خوزستان به‌قدری است که گویی پهلوانان و جوانمردان در مقابل شما نشسته‌اند تا شکوه و اقتدارشان را نظاره‌گر باشید. شیر سنگی‌ها از پهلو مزین به نقش شمشیر، اسب، تفنگ، مهر و تسبیح هستند و بر گرده آنها مشخصات متوفی نقش می‌شد. این نقش‌ها بر پایه خصلت‌های متوفی بوده و سنگ‌تراشان با الگوهای ذهنی، پیکره شیر را از سنگ و صخره‌های زمخت با ابزاری ابتدایی که به کوه‌بُر معروف هستند جدا و سپس با بن‌مایه‌های طبیعی و ذاتی در قالب نقش‌ونگار بازآفرینی می‌کنند.
از تعداد شیرهای سنگی و مناطقی که در آن شیر سنگی وجود دارد آمار کامل و دقیقی در دست نیست اما به دلیل جلوگیری از تخریب و سرقت شیرها باید شیرهای سنگی خوزستان شناسایی، شناسنامه‌دار و سپس مراقبت شوند.
در حال حاضر در قبرستان‌های کهباد (شهسوار)، تَرَشُکِ ایذه، نقش جهان لالی و بابا زاهد قلعه خواجه اندیكا تراکم شیرهای سنگی به‌قدری فراوان است که بخش قابل‌توجهی از آنها آسیب جدی دیده‌اند. همچنین دو شیر عظیم سنگی روستاهای آب ماهیک و تنبل پس از آبگیری سد گتوند به زیر آب خواهند رفت که درباره نجات‌بخشی آنها تاکنون اطلاع‌رسانی صورت نگرفته است.
همچنین در قبرستان بارانگرد كه مابین باغملك و ایذه واقع است چند شیر سنگی وجود دارد كه تعدادی از آنها به دلیل حفاری‌های غیرمجاز از جا كنده و شكسته شده‌اند.
در قبرستان شهسوار ایذه با اینكه این قبرستان در فهرست آثار ملی به‌ثبت رسیده، تعداد زیاد شیرهای سنگی در مقابل دشت سبز مخملی و كوهپایه‌های بختیاری بسیار دیدنی است اما شاید یك سوم این شیرهای سنگی یا به زمین افتاده‌اند یا شكسته شده‌اند.
بسیاری مواقع دیده شده برای بعضی ایران‌دوستان و افرادی كه به باورهای قومی و ملی اعتقاد دارند پس از فوتشان شیر سنگی نصب می‌كنند كه نمونه این اقدام را در قبرستان‌های رهدار (بنه وار)، چهاربیشه مسجد سلیمان، مقام صاحب شوشتر، منجنیق باغملك و... مشاهده كرده‌ام.
در بسیاری از آثار هنری و ادبی نیز از شیر سنگی روایت‌هایی شده است كه می‌توان به فیلم شیر سنگی ساخته مسعود جعفری جوزانی و نمایش برجسته دالو به نویسندگی احمد بیگدلی و كارگردانی بدری برنجانی اشاره كرد.
همچنین آقای روشن سلیمانی از روحانیون علاقه‌مند به تاریخ و فرهنگ بختیاری در یكی از اشعار خود شیر سنگی (بردشیر) را چنین روایت می‌كند:
مو تا ته زا كوروش و اردشیروم
مو تخت جمشیرم و بردشیروم
یا در شعر دیگری كه شاعرش را نمی‌شناسم شیر سنگی چنین توصیف شده است:
به ایلی كه مردانش جنگی بود/سر قبرشان شیر سنگی بود
سر قبر مردان زورآزمای/طلسمی ز شیر است آنجا به پا
اما مرحوم حمید مصدق هم در شعر دیگری به نام شیر سنگی از این نماد صلابت و قدرت چنین یاد می‌کند:
ای شیر، ای نشسته تو غمگین و سوگوار/ای سنگ سرد سخت/تا کی سوار پیکر تو کودکان کوی/یک بار نیز نعره بکش/غرشی برآر/تا دیده‌ام تو را/خاموش بوده‌ای/در ذهن همگان/بیگانه بوده‌ای و فراموش بوده‌ای....
یا در بخش دیگری از اشعار خود چنین می‌گوید: ای شیر سنگی، ای تو چنین واژگونه‌بخت/ای سنگ سرد سخت/همدرد تو منم/من نیز در مصیبت تو گریه می‌کنم.
با اینكه درباره سازندگان شیرهای سنگی قدیمی اطلاعی در دست نیست اما “ملک جهان حجار” 92 ساله از شیرتراشان معروف منطقه زاگرس است که سال‌ها در کوهستان‌های این نواحی تیشه بر پیکره کوه وارد می‌کند تا شیرهای سنگی را از دل سنگواره‌های کوه بیرون بکشد.
به قول او برای ایجاد شکاف، بخشی از کوه سنگی را با قلم دومتری و پتک مستطیل‌شکل ضربه‌کوبی می‌کرده‌اند و سپس چوب‌ها و تیرهای چوبی نمناک و تر را در شکاف‌های کنده‌شده کوه می‌گذاشتند تا چوب‌ها باد کنند و باد کردن چوب‌های خیس پس از خشک شدن، باعث جدا شدن قطعه سنگ از دل کوه شود.
در شهرستان ایذه نیز سنگ‌تراش دیگری به نام حسین کی شمس وجود دارد که با تراشیدن ده‌ها شیر سنگی و سنگ قبرهای رنگی، نامی از خود بر این حجاری‌ها به جای گذاشته است و همچنان فعالیت‌های او ادامه دارد.
ایوب سلطانی باستان‌شناس اهل شهرستان اندیکا در خوزستان که علاوه بر شناسایی آثار تاریخی و محوطه‌های باستان‌شناسی در خصوص فلسفه تراشیدن شیر سنگی تحقیقاتی داشته می‌گوید: شیر به جهت خصوصیات کم‌نظیرش، جایگاهی ویژه در فرهنگ تصویری و شفاهی اقوام متعدد داشته است؛ از نگار کنده‌های صخره‌ای، تندیس‌های متنوع و سکه‌های رایج ادوار تاریخی گرفته تا نقش دست‌آفریده‌ها و بافته‌های عشایر و بردشیرهای (شیر سنگی) قوم بختیاری، شیر در ادبیات زندگی ملل بیشتر سمبل پیروزی، قدرت، دلاوری، نجابت، نیروی مادون انسانی و... بوده است.
او اعتقاد دارد بختیاری‌ها با اقتباس از اصل منشا این فلسفه، شیر را به عنوان نماد خود پذیرفته و ارائه کرده‌اند. در نقوش تخت جمشید، جام‌ها و الواح ساسانی همه جا شیر در جدال با دلاوران نقش بسته است. حجاری و نقشینه‌های مزین به شیر نشانه ذوق، فکر و احساس این قوم به هنر است که بدون پیرایه و درنهایت سادگی و شیوایی متجلی شده است و بر طبیعت و اندیشه جمعی استوار است.